بررسی نسبتای مالی با مقایسه دو قلم در صورتای مالی انجام می شه. نسبت پایانی می تونه به شکل ای تفسیر شه که با تفسیر هر قلم به شکل جداگونه ممکن نیس. نسبتای مالی رو میشه طبق اون چیزی که اندازه گیری می کنه؛ دسته بندی کرد: سودآوری، نقدینگی، فعالیت، اهرم، ارزش گذاری و رشد که هر کدوم از اونا زیرمجموعهای خود رو دارن.

فهرست نسبتای مالی

اینجا فهرستی از نسبتای مالی مختلف معرفی می شه. در نظر داشته باشین که بیشتر تقریبا رو میشه با ضرب کردن در عدد ۱۰۰، به درصد تبدیل کرد. هر نسبت به طور خلاصه معرفی می شه.

نسبتای سودآوری

این تقریبا میزان ﻣﻮفقیت ﺷﺮﻛﺖ رو درﻛﺴﺐ ﺳﻮد ﻣﻮرد ﺗﺠﺰیه و بررسی ﻗﺮار می دﻫﺪ.

۱. نسبت سود ناخالص = سود ناخالص / فروش خالص

این نسبت میزان سود ناخالص تولید شده از فروش رو آزمایش می کنه. سود ناخالص برابر با فروش خالص(فروش منهای بازده فروش، تخفیفا و اندوختها) منهای هزینه فروشه.

۲. بازده فروش = درآمد خالص / فروش خالص

این نسبت به عنوان «حاشیه ی سود خالص» یا «نسبت سود خالص» هم شناخته می شه و درصد درآمد به دلیل فروش رو سبک و سنگین میکنه. معمولا، هر چه عدد این نسبت بالاتر باشه، بهتره.

۳. بازده داراییا = درآمد خالص / میانگین کل داراییا

در بررسی مالی، این نسبت بازده سرمایه گذاری رو اندازه میگیره. جهت آزمایش لیاقت مدیریت در استفاده از داراییا واسه تولید درآمد به کار میره.

۴. بازده حقوق صاحبان سهام = درآمد خالص / میانگین حقوق صاحبان سهام

درصد درآمد به دلیل هر ریال از حقوق صاحبان سهام رو سبک و سنگین میکنه.

نسبتای نقدینگی

این تقریبا ﺗﻮاﻧﺎیی و ﻗﺪرت شرکت رو در ﭘﺮداﺧﺖ بدهیای کوتاه مدت نشون می ده.

۱. نسبت جاری = داراییای جاری / بدهیای جاری

توانایی یک شرکت واسه پرداخت تعهدات کوتاه مدت رو با استفاده از داراییای جاری (وجه نقد، اوراق بهادار قابل تبدیل، دریافتیای جاری، موجودی و پیش پرداختا) آزمایش می کنه.

۲. نسبت لحظه ای = داراییای لحظه ای / بدهیای جاری

این نسبت، توانایی یک شرکت در پرداخت تعهدات کوتاه مدت رو با استفاده از شکلای مختلف نقدی تری از داراییای جاری یا «داراییای لحظه ای» (وجه نقد، اوراق بهادار قابل تبدیل و حسابای دریافتنی) سبک و سنگین میکنه.

۳. نسبت نقدی = (وجه نقد + اوراق بهادار قابل تبدیل) / بدهیای جاری

توانایی یک شرکت واسه پرداخت بدهی هاش رو با استفاده از وجه نقد و اوراق بهادار قابل تبدیل، اندازه میگیره. اوراق بهادار قابل تبدیل، وسیله وام کوتاه یه مدت هستن که به اندازه وجه نقد ارزش دارن.

۴. سرمایه در گردش خالص = داراییای جاری – بدهیای جاری

تعیین می کنه که یک شرکت می تونه با داراییای جاری خود، تعهدات جاری خود رو بده؛ و اینکه مازاد یا کمبود چقدره.

نسبتای مالی چیه؟  آموزشی

نسبتای فعالیت

به کمک این تقریبا میشه میزان ﻛﺎرآیی یک ﺷﺮﻛﺖ رو در ﻛﺎرﺑﺮد منابع خود اﻧﺪازه گیری نمود.

۱. گردش مطالبات = فروش نسیه ی خالص / میانگین حسا بای دریافتنی

لیاقت گسترش نسیه و دریافت اونو سبک و سنگین میکنه. این نسبت میانگین تعداد دفعاتی رو که شرکت در یک سال به دریافت حسابای باز خود می پردازه، نشون می ده. نسبتای بالا دلالت بر نسیه ی مؤثر و فرایند دریافت دارن.

۲. میانگین دوره دریافت مطالبات = ۳۶۰ روز / گردش مطالبات

این نسبت به «گردش مطالبات برحسب روز» یا «دوره دریافت» معروفه و میانگین تعداد روزهایی رو که یک شرکت مطالباتش رو دریافت می کنه، اندازه میگیره. هرچه این نسبت کوچیک تر باشه، بهتره. البته بعضی وقتا افراد به جای ۳۶۰، از عدد ۳۶۵ استفاده می کنن.

۳. گردش موجودی =هزینه فروش / میانگین موجودی

نمایانگر تعداد دفعاتیه که موجودی، فروخته و جانشین شده. در نظر داشته باشین که بعضی نویسندگان در فرمول بالا، به جای هزینه فروش از فروش استفاده می کنن. نسبت بالا نشون دهنده ی اینه که شرکت در مدیریت موجودی هاش کارآمده.

۴. میانگین دوره موجودی = ۳۶۰ روز / گردش موجودی

به عنوان «گردش موجودی برحسب روز» هم شناخته می شه و نمایانگر تعداد روزهاییه که موجودی در انبار می مونه. یعنی، تعداد روزها رو از زمان خرید موجودی تا فروش اون، سبک و سنگین میکنه. مثل میانگین دوره دریافت مطالبات، هر چه این نسبت کوچیک تر باشه بهتره.

۵. گردش حسابای پرداختنی = خریدهای نسیه ی خالص / میانگین حسابای قابل پرداخت

تعداد دفعاتی که یک شرکت حسابای پرداختنی اش رو در طول یک دوره می پردازه، نشون می ده. نسبت کوچیک طرفدار بیشتری داره، چون بهتره که پرداختا رو تا حد امکان به تأخیر انداخت تا بشه از پول واسه اهداف تولید کننده بیشتری استفاده کرد.

نسبتای مالی چیه؟  آموزشی

۶. میانگین دوره پرداختنی = ۳۶۰ روز / گردش حسابای پرداختنی

این نسبت به «گردش حسابای پرداختنی طبق روز» یا «دوره پرداخت» هم معروفه و عدد میانگین روزهای گذشته پیش از پرداخت تعهدات به عرضه کنندگان رو سبک و سنگین میکنه. برخلاف میانگین دوره دریافت مطالبات و میانگین دوره موجودی، هرچه این نسبت بیشتر باشه، بهتره (که در بالا توضیح داده شد).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   میزان لایبور، تاثیرگذاری و نحوه محاسبه اون 

۷. دوره گردش عملیات = دوره تولید و گردش کالا+ دوره دریافت مطالبات

تعداد روزهایی رو که یک شرکت، چرخه عملیاتی (مثلا خرید کالا، فروش اون، دریافت میزان بدهی) رو کامل می کنه، سبک و سنگین میکنه. هر چه چرخه عملیاتی کوتاه تر باشه، یعنی شرکت فروش و دریافت وجه نقد رو سریع تر انجام می ده.

۸. چرخه تبدیل وجه نقد = چرخه عملیاتی – میانگین دوره پرداختنی

این نسبت میزان سرعت یک شرکت در تبدیل وجه نقد به وجه نقد رو اندازه میگیره. چرخه تبدیل وجه نقد نمایانگر تعداد روزهاییه که یک شرکت واسه خرید هاش پرداخت می کنه، اونا رو می فروشه و مقدار بدهی رو دریافت می کنه. معمولا، این چرخه هم مثل چرخه عملیاتی، هرچه کوتاه تر باشه، بهتره.

۹. گردش کل دارایی = فروش خالص / میانگین کل داراییا

لیاقت کلی یک شرکت در فروش رو با استفاده از دارایی هاش سبک و سنگین میکنه. این فرمول مثل بازده دارایی هاست، فرقش اینه که به جای درآمد خالص، از فروش خالص استفاده می شه.

نسبتای مالی چیه؟  آموزشی

نسبتای اهرمی

ﺗﺎمین نیازﻫﺎی مالی از ﻃﺮیق ایجاد بدهی رو ﻧﺸﺎن می دﻫﺪ. در واﻗﻊ این ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎ تعیین میﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ نیازﻫﺎی

ﻣﺎلی ﺧﻮد رو از ﻣﻨﺎﺑﻊ بقیه ﺗﺎمین ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.

۱. نسبت بدهی = کل بدهیا / کل داراییا

نسبت داراییای شرکت رو که با بدهیا (تعهدات به شخص ثالت) سرمایه گذاری شده، سبک و سنگین میکنه. نسبت بدهی می تونه با استفاده از فرمول: ۱ منهای نسبت سرمایه، محاسبه شه.

۲. نسبت سرمایه = کل سرمایه / کل داراییا

نسبت کل داراییایی که به وسیله سرمایه به دست اومده (مثلا سهام صاحبان و سود تجمعی شرکت) رو تعیین می کنه. نسبت سرمایه می تونه با استفاده از فرمول: ۱ منهای نسبت بدهی، به دست بیاد.

برعکس نسبت سرمایه به عنوان ضریب در حال افزایش ی سرمایه هم شناخته می شه که برابر با کل داراییا تقسیم بر کل سرمایه.

۳. نسبت بدهی-سرمایه = کل بدهیا / کل سرمایه

ساختار سرمایه یک شرکت رو آزمایش می کنه. نسبت بدهی-سرمایه بیشتر از ۱ دلالت بر این داره که شرکت زیر بار بدهیه و عدد کمتر از ۱ یعنی شرکت محافظه کاره.

۴. توان پرداخت بهره = سود قبل از بهره و مالیات / هزینه بهره

تعداد دفعاتی رو که هزینه بهره به درآمد تبدیل شده، سبک و سنگین میکنه و مشخص می کنه که شرکت می تونه هزینه بهره اش رو با استفاده از سود تولید شده بده یا نه.

نسبتای ارزش گذاری و رشد

این تقریبا بیان کننده پتانسیل یک شرکت واسه رشد در آیندهس.

۱. سود هر سهم (درآمد خالص – سود سهم ممتاز) / میانگین سهام عادی معوقه

این نسبت، نسبت عواید هر سهم از سهام عادی رو نشون می ده. سود سهام ترجیحی از درآمد خالص کم می شه تا عوایدی در دسترس واسه سهام داران عادی مشخص شه.

۲. نسبت قیمت به سود= قیمت بازار هر سهم / سود هر سهم

واسه آزمایش اینکه سهامی بیشتر از حد گران یا ارزانه استفاده می شه. نسبت قیمت به سود تقریبا پایین می تونه نشون دهنده ی این باشه که شرکت زیر قیمته. به طور برعکس، سرمایه گذاران از شرکتایی با نسبت قیمت به سود بالا، انتظار نسبت رشد بالاتری دارن.

۳. نسبت پرداخت سود سهام = سود نقدی هر سهم / سود هر سهم

نسبت درآمد خالصی که به مالکان تعلق میگیره رو تعیین می کنه. همه درآمد تعلق نمی گیره، چون نسبت زیادی واسه عملیات سال آینده نگه داشته می شه.

۴. نسبت بازده سود سهام = سود نقدی هر سهم / قیمت بازار هر سهم

درصد برگشت از راه سود نقدی رو در زمان مقایسه با قیمت پرداخت شده واسه سهام اندازه میگیره. بازده بالا واسه سرمایه گذارانی جذابه که به جای افزایش ارزش سرمایه دراز مدت، به دنبال سود نقدی هستن.

۵. ارزش دفتری هر سهم = حقوق صاحبان سهام عادی / میانگین سهام عادی

نشون دهنده ی ارزش سهام طبق ی هزینه تاریخی اینه. ارزش حقوق صاحبان سهام عادی در دفاتر شرکتی بر میانگین سهام عادی پرداخت نشده تقسیم می شه.

نتیجه گیری

یک پیشنهاد ی مهم اینه که در زمان محاسبه یک نسبت که شامل یک قلم صورتِ درآمدی و یک قلم ترازنامه می شه، حتما قلم ترازنامه رو به شکل میانگین حساب کنین. دلیل این کار اینه که قلم صورت درآمد وابسته به یک دوره کامل فعالیته. قلم ترازنامه هم باید مشخص کننده ی کل دوره باشه و به همین دلیله که ما میانگین رو حساب می کنیم.

نسبتای مالی دیگری هم جدا از اینکه فهرست بالا وجود دارن، اما نسبتای اشاره شده در این مقاله عادی ترین نسبتای مورد استفاده در آزمایش کسب وکار هستن. در تفسیر تقریبا، بهتره که واسه مقایسه، مبنایی مثل نسبتای تاریخی و استانداردهای صنعتی داشته باشین.

منبع : accountingverse

دسته‌ها: آموزشی